عـشـــقم تـویـــے

HoMe ~ eMaiL ~ Design ~ Profile

تـــــــغـــیـیـر آدرس


سلام دوستای گلم


دیگه اینجا مطلب نمیزارم پس لطف کنین


بیاین به آدرس جدیدم


http://alialinezhad.mihanblog.com/


برچسب‌ها: از بلاگفا فرار کردم, بس که اذیتم کرد, |
عَلے | پنجشنبه 3 مرداد1392 | 14:52 |

عَلے | سه شنبه 30 آبان1391 | 6:0 |
 ﺍﮔـــﻪ ﺑﺎﻫــــﻤﻪ ﮔــﺮﻡ ﻣﯿـﮕﯿﺮﻡ ...

ﺩﻟﯿـﻠﺶ ﺍﯾـﻨﻪ ﮐﻪ ﺧـــﺎﮐﯽ ﺍﻡ ، ﻧﻪ ﻻﺷـﯽ ، ﺍﻣـﺎ ﮔـﻮﺭ ﻃـﺮﺯ

ﻓـﮑﺮﺕ ﻋــﺰﯾﺰﻡ !(خـــآص) (خوبی به این ملت نیومده)




+ 28 تــیر 92
عَلے | شنبه 20 آبان1391 | 0:17 |
בلـم کـه میگیرבبـغض مـیکند
مـیشود وبـال گـرבنـم
בرבهـایم خـیلی نیستند تـوهـستی و فـراموش کـرבنت
لـعنتی בرבم مـی اید وقـتی بـاבرבهـایت کـلنجارمـی روم!!!
 
  
 
گـاهے وقتهـاچقــدر سادهـ عروسک مے شویــــم
نه لبخند مے زنیـــم
نه شکایتــــــ مے کنیـــم

فقـــط احمقانهـ سـکــوتــــــ مے کـنیم....!
عَلے | چهارشنبه 26 تیر1392 | 16:20 |

نـمیدانم زندگی چیست؟؟

اگـر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکستـه ام

اگـر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جـوشیده ام

امـا این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بـریزم

امـا اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کـنم...


+ دوستای گلم داستان تو ادامه مطلبه (:

عَلے | یکشنبه 26 خرداد1392 | 16:20 |

                     

✘اینجا صـבاـے پا زیاב شنیـבه مـے شوב✘

✘امـآ✘

✘هیچـڪـבام تو לּـیـωــتـے✘

✘בلمـ را خوش ڪرבه امـ✘


✘بـﮧ ایــלּـ فڪر ڪـﮧ شایـב پا برهنـﮧ بیایـے ...✘

   

✘خـ ـُدآیـ ـآ✘

✘دَســتــَم بــه آسمـ ـآنـــَت نمـــے رســَد✘

✘امـ ـآ✘

✘آن تــویـ ـے کـ ـه دَسـ ـتت مـ ـے رسـ ـَد✘

✘بُـ ـلَنــــدَم کـ ـُن✘

              

عَلے | دوشنبه 26 فروردین1392 | 17:45 |

من از تمام دنيا
فقط آن دايره ی مشکیه چشمان تـو را ميخواهم..!
وقتی که در شفـافيتش
بازتـاب عکس خودم را ميبينم 


+ داستانشو حتما بخونید خیلی جالبه پس برو به ادامه (:



~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | دوشنبه 5 فروردین1392 | 22:27 |

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 


+ دوستای گلم امیدوارم سال خوبی داشته باشین (:

+ واسه همتون دعامیکنم شماهم منو فراموش نکنید (:


~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | شنبه 26 اسفند1391 | 21:30 |

نذر کرده ام
صد دور تسبیح

اهدنا صراط المستقیم بخوانم ؛
شاید

مرا که میبینی ،
دیگر مسیرت را کج نکنی !!!

aks lo www.patugh.ir 8 عکس های عاشقانه بهمن 91

+ داستان تو ادامه مطلبه دوستای گلم (:


~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | دوشنبه 7 اسفند1391 | 19:43 |

گفت : دوستت دارم

هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد

گفتم : خوب گشتی ؟

گفت : آره

گفتم : اگه دوستم داشتی نمی گشتی . . .

+ بچه ها مطلب طنز تو ادامه مطلبه (:


~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | پنجشنبه 19 بهمن1391 | 22:30 |
تو چه میفهمی از روزگارم…؟
از دلتنگی ام؟
گاهی به خدا التماس میکنم خوابت را ببینم…
می فهمی؟

فقط خوابت را…
asheghaneh Patugh ir 2 عکس های عاشقانه و احساسی

+ برین به ادامه مطلب و داستانو بخونید (:

~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | دوشنبه 2 بهمن1391 | 14:43 |

دوستای گلم داستان رنگ عشق روحتما بخونید

پس بدو برو به ادامه مطلب

شایدم تکراری باشه

aks lo www.patugh.ir 4 عکس های عاشقانه بهمن 91


~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | شنبه 2 دی1391 | 10:55 |

     


عَلے | پنجشنبه 2 آذر1391 | 0:6 |

عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟


یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟!


عشــق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت


پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟


پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!!


از چـه رو هــر عشــق،بــازی مـی شــود؟!

عَلے | شنبه 13 آبان1391 | 19:40 |
 
تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه گلف هستند... . موبایل یکی از آنها زنگ می زند، مردی

گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر می گذارد و شروع به صحبت می کند.

همه ساکت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند!

مرد: بله بفرمایید...

زن: سلام عزیزم!... منم!... باشگاه هستی؟

مرد: سلام بله باشگاه هستم.

زن: من الان توی فروشگاهم یک کت چرمی خیلی شیک دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟

مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر.

زن: می دونی از کنار نمایشگاه ماشین هم که رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی که خیلی

دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یکی از اون ها رو داشته باشم ...

مرد: چنده؟

زن: شصت هزار دلار!

مرد: باشه اما با این قیمتی که داره باید مطمئن بشی که همه چیزش رو به راهه!

زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم مونده اون خونه ای که پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه

فروش گذاشتن 950000 دلاره!

مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش!

زن: باشه بعدا می بینمت خیلی دوستت دارم.

مرد: خداحافظ عزیزم...

مرد گوشی را قطع میکند. مردهای دیگر با تعجب مات و مبهوت به او خیره میشوند!

مرد: ببخشید این گوشی مال کیه؟!!! 
عَلے | دوشنبه 1 آبان1391 | 0:23 |

او، هنوز هم او بود …


~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | شنبه 22 مهر1391 | 0:5 |

عکسهایی از کتاب اول دبستان 70 سال پیش



~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | شنبه 15 مهر1391 | 0:22 |

تا حالا دقت کردید؟!


دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟

 ♥♥♥

تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون…!!!! . . .

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردی… مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم …

 ♥♥♥

لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…:

 ♥♥♥

تنها زمانی مشتری ها بافقط کاربران ثبت نام شده می توانند لینک ها,عکس ها را مشاهده کنند.برای عضویت کلیک کنید وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..!

♥♥♥

 تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!

 ♥♥♥

دقت کردین وقتی میگن غصه نخور ،آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!!

 ♥♥♥

تا حالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟آخ که حرص آدم درمیاد

عَلے | شنبه 8 مهر1391 | 12:20 |

هرکس حالش بهم نمیخوره بره نگاکنهرمز دارهبیاین تا بهتون بگم

بدو برو ادامه مطلب


~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | سه شنبه 4 مهر1391 | 23:15 |

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو 

به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود 

بچه رو به وضوح حس می کردیم…

می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی

 ازماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون 

واسه یه زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو

 گول می زدیم... هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم…

تا اینکه یه روز:

ادامه داستان را در ادامه مطلب بخوانید…


~ اבآمــﮧ حـَـرفآے عَـلـے ~
عَلے | شنبه 1 مهر1391 | 0:5 |

تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن
گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟

 فدات شم... می بینمت خوشگلم... بوس بوس بوس.


گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟

 د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

 

بعد از قطع کردن تلفن : 
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره 

اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد.


پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه

عَلے | شنبه 25 شهریور1391 | 4:0 |

دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت: داداشی میای بازی کنیم؟


 بعد اینکه بازیمون تموم شد گفت: تو بهترین داداش دنیایی..


وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشمم همش اونو میدید و میخواستم از


 ته قلبم بگم عاشقشم، دوسش دارم؛ اما اون گفت: تو بهترین داداش دنیایی..


وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت: تو بهترین داداش دنیایی..


 و وقتی مرد من زیر تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه 


می‌گفت: تو بهترین داداش دنیایی..


چند وقت بعد وقتی دفتر خاطراتشو خوندم دیدم نوشته: عاشقت بودم،


 دوستت داشتم؛ اما می‌ترسیدم بگم. برا همین میگفتم تو بهترین داداش دنیایی!!

عَلے | پنجشنبه 16 شهریور1391 | 3:58 |

مرد درحال تمیز کردن ماشین بود که متوجه شد پسر ۸ ساله اش


 بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات 


محکمی بر دست کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش


 بود شود در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد کودک پرسید: 


«پدر انگشتانم کی رشد می کند؟» مرد نمی توانست سخنی بگوید به سمت


 ماشین بازگشت و شروع کرد به لگد کردن ماشین و چشمش به خراشیگی


 کودک خورد که نوشته بود: « دوستت دارم پدر»



عَلے | پنجشنبه 16 شهریور1391 | 3:50 |


هميشه جايي بود که با ديدنش ياد تو در خاطرم زنده ميشد 

هميشه آهنگي بود که با شنيدنش حرفهايت در ذهنم تکرار ميشد

آن لحظه ها هميشگي نبود ، عشق تو در قلبم ماندني نبود 

بودنت در کنارم تکرار نشدني بود!


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


   به نسل های بعد بگویید  ...

 که نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز ...

   نسل ما خود پیاز بود  ...

که هر که ما رو دید گریه کرد


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


      از دنیـــای ِ واقــعـی و نــامــردیــاش ! پنــــاه آوردیــــم بــه دنیــای ِ مـجــازی !

               غــافـل از این کــه ، آســمون ، هـــمون آسـمونــه ...


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


سعی نکن متفاوت باشی!

  فقط "خوب باش"

      خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است...


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

  دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...

  نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...

   می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....

    پس بگذار که نداند بی او تنهایم...

دور میمانم که نزدیک بماند...


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


    می گوید: کلمات گـــــــــــاهی بار معنایی خود را از دست می دهند ...

 این روزها " دوستـــــت دارم " ها دیگر قلــــــب کســـی را به تپش وا نمیدارد !

 و گونه کسی را سرخ نمیکند  !


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


می گویـــــــــم : مشکل از دوست داشتن نیست مشکل از تکـــــــــرار است ! تنها دو روز در

سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!

   یکی دیروز و یکی فردا  .

عَلے | شنبه 11 شهریور1391 | 18:15 |
1- يادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خيس مي کرديم مي کشيديم رو تخته فکر مي کرديم
خيلي تميز شد بعد که تخته خشک مي شد مي ديدم چه گندي زديم…! الان همين حس رو
نسبت به زندگي دارم

2- دوس دارم يه روز آنقد پولدار بشم که وقتي راني مي خورم؛ اون تيکه آخر آناناس که ته
 قوطي گير مي کنه واسم مهم نباشه

3- اگه سال تا سال يه قرون تو جيبت نباشه مامان و بابات نمي فهمند، کافيه يه نخ سيگار
 تو جيبت باشه همه عالم مي فهمن

4- موقع درس خوندن پرزهاي موکت هم واسه آدم جذاب مي شه، دوست داري ساعت ها
 بشيني بهشون نگاه کني

5- سر جلسه امتحان نشستي هرچي تو کلته رو برگه خالي مي کني آخرش نصف صفحه
هم پر نمي شه بعد يه نفر بلند مي شه مي گه آقا يه برگه ديگه بدين جا ندارم. اون لحظه
مي خواي صندلي رو از پهنا بکني تو حلقش

6- امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگيرم مبلغ رو زدم 50000 تومان

يه 10 هزار تومني داد!

سه تا پنج هزار تومني داد!

پنج تا دو هزار تومني داد! پونزده تا هزاري!

يه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت، نزديک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلي خودشو کشت 50 تومن منو جور کرد!

7- شش ماه به دوستت مهربوني مي کني، خوبي باهاش، هر کاري ميگه مي کني که
 بفهموني دوستش داري… دو روز که اعصاب نداري، ميگه: حالا شناختمت

8- الان شما اگه همينطوري بيکار هم نشسته باشيد تو خونه، از نظر پدر و مادرتون، بچه
همسايه يا بچه فاميل بهتر از شما بيکار مي شينه

9- دقت کردين اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اينکه با کاغذ بريده بشه؟! دقت کردين؟

10- نمونه سوال هاي رايج توي همه خونه ها:

اين تلويزيون بي صاحاب واسه کي روشنه؟

چي از جون اين يخچال بدبخت مي خواي؟

کي لامپ دستشويي رو روشن گذاشته؟

کي دمپايي دستشويي رو خيس کرده؟

اين موقع شب با کي حرف مي زني؟

چشمات در نيومد پاي اين کامپيوتر کوفتي؟

کي غذاي منو خورده؟


امــید وارمـــ خــوشتونـــ اومــدهــــ باشهـــ



عَلے | چهارشنبه 1 شهریور1391 | 13:16 |
علی:خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟

دانیال: خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.

علی:آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش
 توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.

وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.

آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط

عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا

چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم

از توی بغلم تکون ...

دانیال: ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!
 
عَلے | چهارشنبه 1 شهریور1391 | 4:30 |
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

به "سگ" استخون بدی ..

دورت میگرده

واست دم تکون میده !!!

من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

برای خیانت ،

هــــزار راه هــســــت اما هـیــچ کــــدام

به انـــدازه تــــظـــاهـــر

به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت ...

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

کلاغ جان!

قصه من به سر رسید...

سوار شو!

تو را هم تا خانه ات می رسانم...

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

به نسل های بعد بگویید ...

که نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز ...

نسل ما خود پیاز بود ...

که هر که ما رو دید گریه کرد

عَلے | چهارشنبه 1 شهریور1391 | 4:15 |
راستش این شعرهارو خودم گفتم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


یادته یه روز میگفتی واسه من عزیزترینی

میگفتی بی تو تومیمیرم غصه عالم میگیرم

یادته عهدی که بستیم یادته     

حرفاکه گفتیم یادته قولاکه دادیم

ولی ساده رفتی ومن توی تنهایی موندم حالا

حتی یه لحظه فکرتم نیس کنارم


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥عـشــــقم تـویـــی♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


کاش برایه بارشده به یاد عشقمون باشی

کاش بدونی بدون تو زندگی معنا نداره

بارفتنت روی دلم غم غریبی میزاره
عَلے | یکشنبه 15 مرداد1391 | 1:11 |
    خيليــ وقتهــ ديگهــ بارونــ نزدهــ رنگــ عشقــ بهــ اينــ خيابونــ زدهــ خيليــ 
    وقتهــ ابريــ پرپر نشدهــ دلــ آسمونــ سبکــ تر نشدهــ خيليــ وقتهــ کهــ دلمــ برايــ تو تنگــ شدهــ 
    قلبمــ از دوريهــ تو بدجوريــ دلتنگــ شدهــ 

عَلے | دوشنبه 5 تیر1391 | 18:16 |
    کـاش دفتـر خاطراتــم چراغ جادو بود تا هر وقت از سـرِ دلتنگــي به رويش دست ميکشيدم

     تــو از درونش با آرزوي من بيرون مي آمدي!

عَلے | دوشنبه 8 خرداد1391 | 18:12 |
Designer:3eTaRe